ساکن خیابان نوزدهم

همانی که باید باشم :)

ساکن خیابان نوزدهم

ساکن خیابان نوزدهم

یه جای دور تو قلب دریا، یه درخت رو صخره بین ابرا
یه جایی که فقط خدا بلده، یه جایی که دوری از این شهرا
از تمدن از تفکر، از قلبِ مُرده از تمسخر
از وجود این تا اون، این چارچوبا و این قانون
از گناه و از ایمان، از دو پهلو و از ایهام
از تمام ساخته ی بشر، از زمانش تا دیوار ...

تاریکیِ چراغ

يكشنبه, ۲ خرداد ۱۳۹۵، ۰۵:۰۸ ق.ظ

توی کل ایام سال ، از بین همه ی غما ، شادیا ، عیدا ، سوگواریا و هررر چیزی که فکرشو بکنید ، بنظر من نیمه شعبان خیلی با بقیه شون فرق می کنه . اصلا جدای از اینکه خودم خیلی دوستش دارم حس می کنم یه جور فوق العاده ای رفتار تمام شهر و روشناییش و آدماش تغییر می کنه .

گفتم روشنی ... از همون قدیم تا الان توی خونواده ی ما یه عادت و یا شاید نذری هست که هر سال باید خونمون به مناسبت نیمه شعبان تزئین شده باشه ؛ اون سالای قبل که زرورق و اینها رو بورس بود نیمه شعبان امکان نداشت خونه ما پر از منگنه و پونز برای چسبوندنشون به سقف و دیوار نشه . پنج یا شش سال هم هست که از ریسه های ال ای دی استفاده می کنیم .

اما نمی دونم ... چرا با وجود این همه روشنی ، این همه نور ، این همه رنگای متناسب با هم و قشنگ ، من وقتی این چراغا رو میبینم دلم تنگ میشه ! هر چقدر این چراغا بیشتر و روشن تر باشن دل من تنگ تر و تاریک تر میشه . فکر کنم پنج سال شد ، پنج ساله که با دیدن این چراغا دل من برای چیزی یا کسی تنگ میشه که دوست دارم کنارم باشه و از ذوق و شوقم برای دیدن این چراغونیا بهش بگم ... نه از دلتنگیام به شما ... :)

  • مجید

نظرات (۲۰)

سلام به نارفیق دات آی آر هم سر بزنید
www.narefigh.ir
  • یاسمین پرنده ی سفید
  • اینجا چرا به روز نشده ؟ (آیکن متفکر)
    به نظرم کامنت گذاشتن زیر بعضی مطلبا دون شان مطلبه... سکوت:)
    پاسخ:
    کامنتای دوستان همیشه زینت بخش نه چندان پستهای من هستن :)
  • آقای سر به هوا ...
  • بالاخره یه وبلاگ خیلی خوب پیدا شد تو بیان .
    خوب مینویسی رفیق خوشمان آمد .
    دنبال + تبادل ؟
    پارسال نیمه شبعان وقت امتحانای خرداد دلتنگ ترین لحظه هام بود بیرون شربت شیرینی پخش میکردن من غمگین عالم بودم 
    نه حالا امتحانا دلیل اصلیش باشه به قول تو همون دلتنگی 
    امسال به طرز عجیبی موندم ,نیمه شعبان مشهد الرضا بودم 
    در حالی که مشهد شرق من غرب کشور و خیلی یهویی رفتم 
    برا امام زمان از دلتنگی هات بگو میشنو و مطمئن باش جوابتو میده به بهترین شکل که حتی توی تصوراتتم خطور نکنه
    پاسخ:
    خوش بحالت پس :]
    آره باید بگم ... باید بیشتر بگم ... :)
  • مــــــــ. یــ.مــ
  • آخ که دلتنگی .‌‌..
    دلتنگی واقعی همه جا با آدمه حتی تو جشن
    پاسخ:
    دلتنگیه دیگه ... :)
  • ... یکی از بنده هاش
  • مواظب دلتنگیات باش
    پاسخ:
    که راه حلشون فقط رسیدن باشه ... :) چشم :)

    حالا دلت واسه چیزی تنگ میشه یا کسی ؟

    دقیقا موضعت رو مشخص کن پسرم ....امیدوارم انتظار پنج ساله ت زوده زود

    تموم بشه ....

    پاسخ:
    :]

    سلام مجیدمون خوبی  پسر خوب ....

    وای آره منم جشن نیمه شعبانو دوس دارم ...

    مصخوصا آخر شبش که آهنگهای قردار میذارن و بعضی جاها ارگ و

    وسایل لهو ولعب میارن .... خدالعنتشون کنه ولی نمیدونم چرا اینقد میچسبه



    پاسخ:
    خدا لعنتشون کنه ولی خیلی میچسبه ؟ :)))))))) اون لحظه به عینه میشه امام زمان و دید که به دوربین زل زده :))))))))
    منم دوسش داشتم و دارم . 
    امیدوارم که تا نیمه ی شعبان بعدی پیداش کنی و برات از دلتنگیهات بگی . نه واسه ما :)))))))))
    پاسخ:
    بیخودی سر شما رو هم درد نیارم :)))))
    ینی کی میتونه باشه؟؟؟
    پاسخ:
     چی بگم والا :)))
  • ـــــ هادی ـــــ
  • واسه من خیلی وقته روزا همه مثل هم شده :(
    پاسخ:
    یه تکونی بده مسلمان :))))
    عیدتون مبارک :)
    پاسخ:
    عید شما هم مبارک :)
    چقدر قشنگ‌‌‌...:) 
    عیدتون مبارک:)
    پاسخ:
    خوبه که قشنگ بنظر میرسید :)
    عید شما هم مبارک باشه :)
    عیدتون مبارک باشه... التماس دعا.
    پاسخ:
    عید شما هم مبارک ، شما هم دعا کنید :)
    عکسشو‌ میزاشتی ماهم می دیدیم :))))
    پاسخ:
    اتفاقا خیلی وسوسه شدم عکسشم بذارم ، ولی خب دلتنگی بی حوصلگی هم میاره دیگه :)) 
  • یاسمین پرنده ی سفید
  • پنج سال!:)
    منم نیمه شعبانو دوست دارم:)
    پاسخ:
    نیمه شعبان کلا دوست داشتنیه :)
  • بهار پاتریکیان D:
  • منم دوستش دارم ، یه مدل خاصیه شادیش ، ولی وقتی رفتم بیرون شادیِ مردم رو ببینم ، خورد تو برجکم خفن :/
    وضی بود :]
    پاسخ:
    به قول شرتی ، دیدم اهنگ اندی گذاشته بودن داشتن می رقصیدن ، قشنگ امام زمان و دیدم زل زده بود به دوربین :)))))))
    فکر کردم فقط دلتنگیه من بوده دیشب تو شهر بین نور وزرورق 
    یا وقتی خیلی بچه بودم تو جوادیه که میرفتم کل کوچه ها و بازارش با زرورق و چراغ تزیین شده بودن ... آخر شب تو خلوت و نسیم با ماشین برگشته بودیم، توراه هی زرورق هی چراغ هی نور هی دلتنگی 
    اونجا چشای منم برق میزد
    پاسخ:
    جالبه ، شباهت غریبی بود :))
    چقدر خوب. این سنت ها خیلی گران بهاست. نماد است
    پاسخ:
    :)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی