ساکن خیابان نوزدهم

همانی که باید باشم :)

ساکن خیابان نوزدهم

ساکن خیابان نوزدهم

یه جای دور تو قلب دریا، یه درخت رو صخره بین ابرا
یه جایی که فقط خدا بلده، یه جایی که دوری از این شهرا
از تمدن از تفکر، از قلبِ مُرده از تمسخر
از وجود این تا اون، این چارچوبا و این قانون
از گناه و از ایمان، از دو پهلو و از ایهام
از تمام ساخته ی بشر، از زمانش تا دیوار ...

به مرور زمان

يكشنبه, ۱۷ شهریور ۱۳۹۲، ۰۷:۳۰ ب.ظ
به مرور زمان
 با این چیزی که من دارم می بینم فکر کنم باید روز دخترو به بعضی پسرای گلمون تبریک بگیم :|
بعضی پسرا رو آدم می بینه که زن زندگین :| خو شما ها  آبروی ما رو بردین دیگه!
همین شماهایین که یکاری می کنین که این دخترا وقتی می خوان با ما حرف بزنن با الحان مسخره عجقم ، چلا ، و در مواردی親愛 باهامون صحبت می کنن :|
خو ما چی بگیم بهتون؟ از قدیم گفتن خوب نیست مرد دست رو زن بلند کنه!
دوشنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۲ - مجید  | 

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی