ساکن خیابان نوزدهم

همانی که باید باشم :)

ساکن خیابان نوزدهم

ساکن خیابان نوزدهم

یه جای دور تو قلب دریا، یه درخت رو صخره بین ابرا
یه جایی که فقط خدا بلده، یه جایی که دوری از این شهرا
از تمدن از تفکر، از قلبِ مُرده از تمسخر
از وجود این تا اون، این چارچوبا و این قانون
از گناه و از ایمان، از دو پهلو و از ایهام
از تمام ساخته ی بشر، از زمانش تا دیوار ...

از کرامات شیخ

سه شنبه, ۲۳ مهر ۱۳۹۲، ۰۸:۳۰ ب.ظ

از کرامات شیخ

 

ﺭﻭﺯﯼ ﻣﺮﯾﺪﺍﻥ ﻣﻨﺎﻇﺮﻩ ﮐﺮﺩﻧﺪﯼ ﮐﻪ ﺍﭘﻞ ﺑﻬﺘﺮ ﺑﻮﺩ ﯾﺎ ﮔﻠﮑﺴﯽ ﮐﻪ ﻧﺎﮔﺎﻩ ﺷﯿﺦ ﺑﺮ ﻓﺮﺍﺯ ﻓﺮﻭ ﺁﻣﺪﻧﺪﯼ ﻭ ﻣﺮﯾـﺪﺍﻥ

ﺍﺯ ﺗﺮﺱ ﮔﻮﺷﯽ ﻫﺎﺭﺍ ﺩﺭ ﺧﺸﺘﮏ ﻓﺮﻭ ﺑﺮﺩﻧﺪﯼ. ﺷﯿﺦ ﮔﻔﺖ ﻧﺘﺮﺳﯿﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺑﯿﺎﻭﺭﯾﺪ..ﻫﻤﻪ ﺧﺸﺘﮏ ﺑﺪﺭﯾﺪﻧﺪﯼ

ﻭ ﮔﻮﺷﯽ ﻭ ﺗﺒﻠﺖ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﺨﺘﯽ ﺩﺭ آوردندی!

ﺷﯿﺦ ﺑﺨﻨﺪﯾﺪ ﻭ ﺟﯽ ﺍﻝ ﺍﯾﮑﺲ ﺭﺍ ﺭﺍﺣﺖ ﺍﺯ ﺟﯿﺐ ﺩﺭﺁﻭﺭﺩﻧﺪﯼ ﻭ ﺩﺭ ﺍﻓﻖ ﻣﺤﻮ ﺷــﺪﻧﺪﯼ. مــــریدان هـم که

همون وال کارو تموم کرده بودن نشستندی و زار زدندی و خـــشـــتک هـــا را نـــگاه بکــــردنــــدی و

بسوختندی. ینی بسوختندی هااا :)))

 

 

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی