ساکن خیابان نوزدهم

همانی که باید باشم :)

ساکن خیابان نوزدهم

ساکن خیابان نوزدهم

یه جای دور تو قلب دریا، یه درخت رو صخره بین ابرا
یه جایی که فقط خدا بلده، یه جایی که دوری از این شهرا
از تمدن از تفکر، از قلبِ مُرده از تمسخر
از وجود این تا اون، این چارچوبا و این قانون
از گناه و از ایمان، از دو پهلو و از ایهام
از تمام ساخته ی بشر، از زمانش تا دیوار ...

یه روز خوب پاییزی که زمستونی شده

چهارشنبه, ۱۳ آذر ۱۳۹۲، ۰۸:۳۰ ب.ظ
یه روز خوب پاییزی که زمستونی شده

یه روز خوب پاییزی که صبحش یکم دلگیر بود.

کارِت رو انجام می دی و وقتشه که بری خونه. طرفای ظهره ، اما با یه حال و هوای 180 متفاوت ! داره بارون میباره..

اصلا دلم نمی خواد که با وسیله نقلیه بیام و پیاده روی رو به هر چیزی ترجیح می دم. بذار یکم دقت کنم...  عه! برف! اونم چه برفی... داره میشینه... خدایا از این زیبا تر میشد؟ :)

هر کی حال و هوای خودشو داره... یکی داره تنهایی با چترش با یه حس خوب راه میره.. بعضی ها به بهونه هوای دو نفره ، دو نفره اند. پیرمرد ها و پیرزن ها با شادی دارن تو پیاده رو راه میرن. یه عده کم هم اصلا این هوا واسشون خوشایند نیست. حس می کنن دارن اذیت میشن..

منطقی نیست که پیر و جوون رو از نظر علاقه به این هوا از همدیگه تفکیک کنیم. همه برفو دوس دارن و شاید علاقه مسن هامون به این حال و هوا بیشتر باشه .

از دست میره اگه همین الان چترتو بر نداری و نری بیرون یه قدم بزنی. خدا بد جو نعمتشو داره می ریزه رو سرمون.

+روزتون خوش :)

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی