ساکن خیابان نوزدهم

همانی که باید باشم :)

ساکن خیابان نوزدهم

ساکن خیابان نوزدهم

یه جای دور تو قلب دریا، یه درخت رو صخره بین ابرا
یه جایی که فقط خدا بلده، یه جایی که دوری از این شهرا
از تمدن از تفکر، از قلبِ مُرده از تمسخر
از وجود این تا اون، این چارچوبا و این قانون
از گناه و از ایمان، از دو پهلو و از ایهام
از تمام ساخته ی بشر، از زمانش تا دیوار ...

شروع یک دنیای جدید ، که دیشب مرور شد

سه شنبه, ۱۲ آبان ۱۳۹۴، ۰۴:۴۴ ب.ظ

وقتی میفهمی چند نفر واقعا دوستت دارن خیلی خوبه ، مخصوصا اگه این دوست داشتن از یه اتفاق خاص شروع شده باشه . مهم تر اینکه مثلا دیشب بیان مرورش کنن تا کلی حالت بهتر بشه و چند تا دمت گرمِ درست و حسابی بهشون بگی :)

فکر کنم این مورد دوست داشتن واقع شدن از اینجا شروع شد :)

  • مجید

نظرات (۳)

  • سکوتـــــــــ پاییزی
  • دسمالو چقدر آشناس :)))شال ِ کیه کِش رفتی به عنوان دستمال ازش استفاده میکنی؟:))
    پاسخ:
    اون شال دیگه نخ دندون شد :)))
  • سکوتـــــــــ پاییزی
  • اشک از چشمانم جاری شد :)))
    آشنایی با شما ها یکی از اتفاقات خوب زندگی من بود و هست:)
    پاسخ:
    دسمال و بگیر :))
  • یاسمین پرنده ی سفید
  • اتفاقات خوب :)
    از اونا که لبخند رو لب آدم می آره :)
    چقدر خوبه آدم همیشه دوستایی داشته باشه که بشه باهاشون لبخنداشو مرور کنه :)
    یه حس خوبِ مشترک :)
    پاسخ:
    :)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی