ساکن خیابان نوزدهم

همانی که باید باشم :)

ساکن خیابان نوزدهم

ساکن خیابان نوزدهم

یه جای دور تو قلب دریا، یه درخت رو صخره بین ابرا
یه جایی که فقط خدا بلده، یه جایی که دوری از این شهرا
از تمدن از تفکر، از قلبِ مُرده از تمسخر
از وجود این تا اون، این چارچوبا و این قانون
از گناه و از ایمان، از دو پهلو و از ایهام
از تمام ساخته ی بشر، از زمانش تا دیوار ...

رضا

جمعه, ۲۰ آذر ۱۳۹۴، ۱۱:۲۸ ب.ظ

این روزها تا دلتان بخواهد از رضا شنیدم و رضا و رضا ... اما نمی دانم چرا ، نمی دانم چرا برایم روزمرگی داشتند همه شان ، برای منی که هر سال ادعایم بر عشق به این آقاست ... بد درگیر دنیایم شده ام ...

یادم می آید چهار سال پیش که اولین بار میکروفون را به دست گرفتم و شروع به خواندن رو به روی سیصد ، چهارصد نفر کردم این شعر متن آوای من بود :

آمدم ای شاه پناهم بده ، خط امانی ز گناهم بده ... ای حرمت ملجا درماندگان ، دور مران از در و راهم بده ...

این را خواندم و عاشق شدم ... از آن موقع شاید تا همین سالِ پیش فقط از حضرت رضا می خواندم ، حتی پارسال که در مشهد بودم یک خانمِ مسن آمد و به من گفت : " می شود بازهم آن ' آمده ام ' را بخوانید ؟ خیلی خوب بود ... " که شاید پهن ترین لبخند در تمام عمرم همان روز بر لبم نشست .

منی که با عشق برایش خواندم و امروز برایم جزو روزمرگی هایم شده ... بد درگیر دنیایم شده ام ...

+می خواستم نظرات این پست را باز نگذارم ، دل نوشته بود در هر حال . ولی خب ، حتما شما هم زینت خواهید داد بر من و دلم و این پست :)

  • مجید

نظرات (۷)

  • خانم جیم
  • وای منم عاشق این شعرم :)

    زیادم ازمون دور نیست  اما.... نمیدونم شاید لایق نمیبینه بطلبه

    پاسخ:
    :)
  • ثریا شیری
  • میشه فایلشو برا منم بفرستی؟

    + نطلبید این روزا اونجا باشم :(
    پاسخ:
    چشم :)
  • مائده حوائی
  • کاملا میفهمم. و بهترین کار کشف این دنیای درونی خودته، بالاترین لذت دنیا.
    پاسخ:
    :)
  • شاهزاده شب
  • نباید بذاریم عشق بشه عادت.... منم از این تجربه ها داشتم
    بخاطر همین چیزاست که تو.پستم نوشتم کاش احساس ها را میشد عطر کرد.....
    پاسخ:
    :)
  • یاسمین پرنده ی سفید
  • راستش با خوندنش رفتم تو فکر... دارم فکر می کنم چی باعث این روزمرگی ها تو زندگیمون میشه... کاش یادم بمونه بیشتر روش فکر کنم...

    + اون لبخند پهنت رو... میتونم تصورش کنم:)
    پاسخ:
    :)
  • سکوتـــــــــ پاییزی
  • نمیدونم چند ساله که نرفتم مشهد ... اما میدونم ادم خوبی نیستم که حتی یه گوشه چشمی بهم بندازه ....
    پاسخ:
    اینجوری نگو ... :)
    من فقط میدونم خیلی امانت داره...حرفی بهش گفتم...درست و بی کم و کاست به خداوند گفت...بعد هم جوابمو گرفتم...امانت داریش حرف نداره...لبخند...
    پاسخ:
    :)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی