ساکن خیابان نوزدهم

همانی که باید باشم :)

ساکن خیابان نوزدهم

ساکن خیابان نوزدهم

یه جای دور تو قلب دریا، یه درخت رو صخره بین ابرا
یه جایی که فقط خدا بلده، یه جایی که دوری از این شهرا
از تمدن از تفکر، از قلبِ مُرده از تمسخر
از وجود این تا اون، این چارچوبا و این قانون
از گناه و از ایمان، از دو پهلو و از ایهام
از تمام ساخته ی بشر، از زمانش تا دیوار ...

۵ مطلب در خرداد ۱۳۹۵ ثبت شده است

توئیت :)))

دوشنبه, ۳۱ خرداد ۱۳۹۵، ۰۴:۴۰ ق.ظ

شما مگه دستشوییتون قفل هم داره ؟ :))) لینک

الان یه سری نیان بگن " شما مگه دستشوییتون در هم داره ؟ " :))))

 

بعدا: خانم فرشده ، پس از مشاهده‌ی کامنت شما و دلایل قانع کننده‌تان ، به این نتیجه رسیدم که دستشویی باید دارای قفل کامپیوتری باشد و هر کسی از انجام این عمل خودداری کند ، در آن دنیا باید تاوان اشتباه خود را پس بدهد و هیچ راه بازگشتی نیز ندارد ؛ با تشکر از حسن توجه شما :))))))))))))))

توئیت

يكشنبه, ۳۰ خرداد ۱۳۹۵، ۰۴:۵۴ ق.ظ

اینکه شهرداری از اراذل و اوباش برای جمع آوری دست فروشا استفاده می کنه دقیقا منو یاد زمانی می‌ندازه که مورچه ها رو وادار میکردیم همدیگه رو گاز بگیرن :|

دوشنبه, ۲۴ خرداد ۱۳۹۵، ۰۵:۱۹ ق.ظ

ماه رمضون برای من همیشه پر از خاطرات خوب بوده . بهتره بگم بیشترین خاطرات خوبم تو ماه رمضون رقم خورده . ولی خب ... الان فکر کنم باید یه چاله ی ده متری بکنم ، تمام اون خاطرات رو توش دفن کنم و حسابی روشونو بپوشونم که هیچوقت یادشون نیوفتم و اذیتم نکنن ...

تاریکیِ چراغ

يكشنبه, ۲ خرداد ۱۳۹۵، ۰۵:۰۸ ق.ظ

توی کل ایام سال ، از بین همه ی غما ، شادیا ، عیدا ، سوگواریا و هررر چیزی که فکرشو بکنید ، بنظر من نیمه شعبان خیلی با بقیه شون فرق می کنه . اصلا جدای از اینکه خودم خیلی دوستش دارم حس می کنم یه جور فوق العاده ای رفتار تمام شهر و روشناییش و آدماش تغییر می کنه .

گفتم روشنی ... از همون قدیم تا الان توی خونواده ی ما یه عادت و یا شاید نذری هست که هر سال باید خونمون به مناسبت نیمه شعبان تزئین شده باشه ؛ اون سالای قبل که زرورق و اینها رو بورس بود نیمه شعبان امکان نداشت خونه ما پر از منگنه و پونز برای چسبوندنشون به سقف و دیوار نشه . پنج یا شش سال هم هست که از ریسه های ال ای دی استفاده می کنیم .

اما نمی دونم ... چرا با وجود این همه روشنی ، این همه نور ، این همه رنگای متناسب با هم و قشنگ ، من وقتی این چراغا رو میبینم دلم تنگ میشه ! هر چقدر این چراغا بیشتر و روشن تر باشن دل من تنگ تر و تاریک تر میشه . فکر کنم پنج سال شد ، پنج ساله که با دیدن این چراغا دل من برای چیزی یا کسی تنگ میشه که دوست دارم کنارم باشه و از ذوق و شوقم برای دیدن این چراغونیا بهش بگم ... نه از دلتنگیام به شما ... :)

نه‌چندان طراحی‌های من

شنبه, ۱ خرداد ۱۳۹۵، ۰۲:۲۷ ق.ظ

چند وقتی هست که علاوه بر انجام کارای روزمره‌م به شدت پیگیر یکی از علاقه‌های گذشته‌م که طراحی با فتوشاپ باشه هستم .

اولین بار چهار پنج سال پیش فتوشاپمو باز کردم ولی هر چی فکر می کردم چیزی برای ارائه به ذهنم نمی رسید ، اون موقع هم پیگیرش بودم ولی خب نشد ؛ یعنی شاید اگر ادامه میدادمش الن به یه جایی می رسیدم ؛ ولی خب از اونجایی که فکر انجام این کار هیچوقت از سرم نرفت حدود یک سال پیش دوباره بازش کردم ، حدود سه چهار پیش به خودم امیدوار شدم و الان دارم سعی می کنم که تبدیل به یک طراح بشم .

و از اونجایی که هر طراحی هرچند تازه کار دوست داره کاراش دیده بشه، خیلی دلم میخواد توی کانال تلگرام و صفحه‌ی اینستاگرام طراحی‌هام ببینمتون و اگر لطف کنید نظراتتون رو در مورد کارهام بدونم :)

 

آدرس کانال تلگرام:

Telegram.me/MajidSadrArts

آدرس صفحه‌ی اینستاگرام:

Instagram.com/MajidSadrArts

 

کانال طراحی فتوشاپ تلگرام اینستاگرام