ساکن خیابان نوزدهم

همانی که باید باشم :)

ساکن خیابان نوزدهم

ساکن خیابان نوزدهم

یه جای دور تو قلب دریا، یه درخت رو صخره بین ابرا
یه جایی که فقط خدا بلده، یه جایی که دوری از این شهرا
از تمدن از تفکر، از قلبِ مُرده از تمسخر
از وجود این تا اون، این چارچوبا و این قانون
از گناه و از ایمان، از دو پهلو و از ایهام
از تمام ساخته ی بشر، از زمانش تا دیوار ...

بارگزاری ...

شنبه, ۲۴ بهمن ۱۳۹۴، ۰۱:۰۴ ق.ظ

وقتی یک عضوی از بدن دچار آسیب دیدگی می شود ، قاعدتا برای بهبود آن ابتدا باید به پزشک مراجعه کنیم ، وبعد کمی صبر داشته باشیم تا آن عضو بهبود پیدا کند . و قاعدتا هم نباید انتظار داشت از درِ مطب دکتر که بیرون آمدیم حالمان مثل روز قبل از آسیب دیدگی باشد . قاعدتا :)

#یک_وقت_هایی یک دردهایی سراغ آدم می‌آیند که تنها درمانشان همین وبلاگ کوچکمان است . وبلاگ کوچکی که می‌تواند دنیایمان را زیباتر کند . و من زمان کمیست که به این اصل پی برده‌ام ، حس می‌کنم باید صبر می‌کردم تا معجزه‌اش را ببینم :)

You default Blogger settings are still loading , Please wait ... :)

+دل تنها و غریبم ، منو این هدر جدیدم :)))

  • مجید

نظرات (۲۰)

نوشتن چه وبلاگ چه دفتر برای منم حکم مسکن رو داره...اگر چه بعضیا فکر کردن آرزوی نویسنده شدن دارم ولی راستش فقط خود نوشتن که وادار به نوشتنم می کنه نه هیچ چیز دیگه ای ...
پاسخ:
خوبه که می دونیم آخر آخرش یه جا پناهی داریم که توش آروم شیم :)

فقط خوردن و خوابیدن حال ادمو خوب میکنه شک نکن ....

اینکه میگن قدم زدنو نوشتن و ....حالمونو خوب میکنه فقط تلقینه ...

فقط خواب و استراحت همین ....اینجا جا داشت چند تا شکلک زبون و

چشمک و نیشخند بذارم که نیست متاسفانه ....





پاسخ:
آخرش چنان میگی متاسفانه و چند تا نقطه بعدش می ذاری آدم تاسف رو کاملا تو وجودت حس می کنه :))))))))
  • ... یکی از بنده هاش
  • راستی پست قبلی برداشته شده خواستم بدونید که دونستیم...
    جاش سبز
    پاسخ:
    سعی می کنم جاهایی که خیلی حالم بد بوده رو از یه جایی به بعد فقط برای خودم داشته باشمش ، پیش نویس شد :)
  • ... یکی از بنده هاش
  • انگاری نوشتن بدجور سنجاقش گیر کرده به لبخندتون
    مطمئنم یه روزی احتیاج به کمپ خواهید داشت درست مث خیلیا ...
    بنویس تا قلمت استوار بمونه
    مواظب واژه هاتون باشید
    پاسخ:
    کمپ ؟ خیلیا ؟ :)
  • یاسمین پرنده ی سفید
  • سوال اینه که کجا برم؟ :دی
    پاسخ:
    اهان یعنی واقعا فکر میکنی من ازت تقلید کردم ؟ :)))) برو خانم برو دیگه نگام نکن ، مادرونه صدام نکن :)))))
    عجب قافیه ای!:)))
    پاسخ:
    شعر از من نیست ، فقط همون قسمت دومش تدوین شده :)))
  • خانوم ِ لبخند:)
  • یادم رفت بگم همیشه دوچرخه ها حالمو خوب میکنن :)
    پاسخ:
    :)
  • خانوم ِ لبخند:)
  • ننوشتن برای یه بلاگر، به مراتب سخت تره از نوشتن!
    مُسَکِن خوبیه...درد رو آروم آروم میکشه :)

    پاسخ:
    آره درست میگی ، توی همین پست اتفاقا یکی از بلاگرای خیلی خوبی که تازه باهاش آشنا شدم یه پیام خصوصی داده بود ، گفته بود دارم خفه میشم از وقتی وبلاگمو بستم ، الان دارم تو یه جایی برای خودم مینویسم که فقط نوشته باشم :) خیلی حس خوبی بود برام از اینکه وبلاگ مینویسم :)
  • نفس نقره ای
  • یعنی همچنان وِیْت کنم؟ :دی مطمئنی؟
    پاسخ:
    خیلی هم خوشحال میشیم :]
    راستی مبارکه
    پاسخ:
    :)
    ملت چه کولن! چه هدرهایی :)))
    پاسخ:
    من خیلی شاخم باور کن :)))) آیم وری وری کول اند شاخ :)))))
  • یاسمین پرنده ی سفید
  • نوشتن همیشه حال آدمو خوب میکنه :)
    من که گوشه ی وبلاگم هم نوشتم: 
    تا روزی که نوشتن حالمو خوب میکنه؛ می نویسم:)
    +داشتن دوستای خوبم بی تاثیر نیستا. بیا و اعتراف کن :دی
    ++هدر جدیدت رو دوست دارم. رنگاش به آدم حس خوبی میده. امیدوارم روزات همینطور پرانرژی و شاد باشه :)
    پاسخ:
    الان می خوای بگی من ازت تقلید کردم ؟ برو خانوم برووو :)))))))
  • سکوتـــــــــ پاییزی
  • مجید:) گاهی درد ها فقط با مرور زمان شاید فراموش بشن .. شاید عادت بشن اما بعضی دردها فقط احتیاج به زمان دارن و تنهایی:) نگفتی اون دوچرخه چیه اون بالا؟:)))))
    پاسخ:
    :)

    دوچرخه‌ست دیگه ، چی میتونه باشه دیگه ؟ :))))
    مثلا اون دوچرخه اون بالا رو میبینی ؟ اون یه موتور هزاره :))))))
  • حامد جوون دهه شصتی
  • دقیقا :) من ک برگشتم سر همین نسخه ی قدیمی و بازخورد دهنده... نوشتن توی وبلاگ
    + دنیات همیشه زیبا
    پاسخ:
    :)

    حامدم :)
    هدرت عالیه مزید :)
    پاسخ:
    ممنون :)
  • شاهزاده شب
  • نوشتن حال آدمو خوب میکنه :)
    پاسخ:
    :)
    وای دوچرخه...هدرتون خیلی قشنگه :)

    وبلاگ درمانی :)

    پاسخ:
    ممنون :)
    :)
    + یعنی عاشق شعرتم من: )) 
    حیف که اینستاگرام آمد، کانال تلگرام آمد.. تکنولوژی و پیشرفت خوبه هاااا ولی وبلاگ نویسی دو سال پیش به قبل ترش یه چیز دیگه بود: ) بخشی از وجود و ننوشتن بخشی از دلتنگی
    پاسخ:
    + محمدرضا علیمردانی خوندتش ، من فقط یک تدوینگر ساده ام :))))
    برای من هنوزم همونه :)
    واااقعا. ، تسکینِ درده ما همین کنج وبلاگمونِ .. -__-
    پاسخ:
    نعمتی که خیلی ها ازش محرومن :)
  • فاطیما کیان
  • همیشه یکمی طول میکشه ولی اثر این دارو (وبلاگ نویسی) خیلی بهتر از هر روش دیگه ای هست :)
    پاسخ:
    واقعا :) و انصافا :)
    می دونید چی میگم دیگه ؟ :)))
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی