ساکن خیابان نوزدهم

همانی که باید باشم :)

ساکن خیابان نوزدهم

ساکن خیابان نوزدهم

یه جای دور تو قلب دریا، یه درخت رو صخره بین ابرا
یه جایی که فقط خدا بلده، یه جایی که دوری از این شهرا
از تمدن از تفکر، از قلبِ مُرده از تمسخر
از وجود این تا اون، این چارچوبا و این قانون
از گناه و از ایمان، از دو پهلو و از ایهام
از تمام ساخته ی بشر، از زمانش تا دیوار ...

هدف

شنبه, ۲۷ آذر ۱۳۹۵، ۰۱:۴۲ ق.ظ

فرض کنید به سه رشته‌ی مختلف که هر کدامشان می تواند هدف شما شود علاقمندید . رشته که می گویم ذهنتان نرود سمت دانشگاه . منظور سه شاخه‌ی کاریست . و فرض کنید که انتهای هر کدام این رشته ها معروفیت در شاخه ی مرتبط به آن رشته را دارد . یعنی میخواهم بگویم برای گذران زندگی و بدست آوردن نانی بخور و نمیر راهی انتخاب نخواهد شد . و بیایید به دور از تمامی کلیشه ها که "ببین به کدام بیشتر علاقه داری همان را برو" و امثال آن به این ماجرا فکر کنیم . تنها وجه تمایز بین این سه رشته میزان سرمایه ایست که برای شروع می خواهند . دو تا صفر ، یکی خیلی . بقیه ی شرایط برای هر سه رشته را یکسان در نظر بگیرید .

اگر شما باشید برای پیدا کردن راه واقعی خود و به هدف رسیدنتان چه راهی را انتخاب می کنید ؟ یا بهتر بگویم ، چه میکنید که بتوانید بهترین راه را انتخاب کنید ؟

+شاید مهمترین مسئله و مشکلی که تا امروز با آن برخورد کرده ام همین است ، "تصمیم گیری" . به شدت خواندن حرفهایتان برایم ارزشمند است :)

  • مجید

نظرات (۱۳)

دنبالید..گویا:))
پاسخ:
مرسی که دنبالم :))
بنظرم خودتون بهتر از هرکسی میتونین بفهمید، چون ما که تمام جوانب رو نمی دونیم. می تونید توی صفحه نکات مثبت و منفی رو بنویسید، یه چیزایی وقتی که روی کاغذ بیان پررنگ تر یا کمرنگ تر می شه نمره شون.. 
  • یک عدد علی
  • تصمیم گیری بر اساس 1-سود کوتاه مدت(درآمد ) 2-سود بلند مدت ( دانش و تجربه ای که از شغل بدست می آید) 3-شادی کوتاه مدت ( لذت انجام دادن)  4- شادی بلند مدت (معنای عمیق تری که از رشته / شغل حاصل می شود) صورت می پذیرد.(کتاب تغییر ، مایکل کروگروس،نشر ققنوس + فیدیبو)

     رشته ای که مجموع بیشتری از شادی و سود در بلند مدت را حاصل می کند ،انتخاب من است 
  • علی کافه چی
  • من به این فکر می کنم که چقد خوشبختی که سه تا موقعیت داری واسه ادامه ی زندگی!
    هر کدوم پول بیشتری واسم در بیاره در اینده
    تجربه ثابت کرده به مرور از کاری که میکنی خوشت میاد پس خیلی علاقه اولیه رو جدی نمیگیرم
    اونطور ک من فهمیدم به اونی که ریسکش بالاتره علاقه بیشتری دارید ولی سرمایه میخواد و خب ریسکه ! .من باشم اگه به اون دوتای دیگم علاقه داشته باشم و انگیزشم داشته باشم به اون دوتایی که سرمایه نمیخواد فکر میکنم و سعی میکنم حداقل وارد رشته ایی بشم که ریسکش کمتر باشه و حداقل از اخرش مطمئن باشم و اون نتیجه ایی که میخوامو حتما بهش برسم هرچند رشته اولی ک سرمایه میخواد شاید هیجانش بیشتر باشه و علاقش ! ولی من با توجه به روحیات خودم چون به اون دوتای دیگم علاقمندم تا حدودی اونا رو انتخاب میکنم و ریسک نمیکنم... درحال حاضر روحیه ریسک ندارم وقتی گزینه های راحتتری جلورومه ! توی ریسک اگه موفق باشی شیرینیش خیلی خیلی شیرینه و دلچسبه نسبت به اون دوتا انتخاب دیگه ولی اگه تهش نشه اونی که میخوای دوتا فرصتهای دیگتم که نسبت بهشون بی میل نبودیم سوخته ! .
    موفق باشید.
    وبتون جالبه..قالبش قشنگه :) 
  • یاسمین پرنده ی سفید
  • خب.... اگه شرایط برای سه تاشون یکیه... و تنها تفاوتشون تو میزان سرمایه و ریسک سرمایه گذاریه... من متوجه میشم چی باعث میشه هنوز اونی که ریسک زیادی داره رو نگه داری؟
    فقط یه دلیل میتونه داشته باشه! این که بیشتر دوسش داری که تا حالا کنار نذاشتیش.درست نمیگم؟
    من یکبار توی دانشگاه از رشته ای که هم علاقمند بودم و هم اینده ی کاری خوبی داشت چشم پوشی کردم اونم به دو دلیل که اولیش مهم تر بود. پول یا در واقع عدم داشتن پول و دومی سن . ولی وجدانا اولی مهم تر بود. در مورد کار هم احتمالا از سر اجبار تن به دو تایی که ریسک مالی نداره بدم چون کلا اهل ریسک نیستم. که اگر بودم احتمالا سومی انتخابم بود 
    ریسک مالی هر سه تاشونم یکیه اونوقت؟
    پاسخ:
    دوتاش ریسک مالی نداره ، یکیش داره ، که سرمایه هم میخواد (همونی که یکم بیشتر از بقیه فکر کنم بهش علاقه دارم ...)
  • شاهزاده شب
  • همونطور که من میخوام یه فضانوردِ دوبلورِ نویسنده یِ دانشمندِ ویولنیستِ جهانگرد شم. توام میتونی هر سه تا رو داشته باشی :))))
    پاسخ:
    نمیشه سوسن ... یعنی میشه ها ، اما توی هیچکدوم به اون حد بالاش که بشه یه هدف واقعی نمیتونی برسی ... اون هدف واقعی که وقتی میگن فلان کار تو بشی زبانزدش ... دارم توی این سطح فکر می کنم ..
    من اگه شرایطترو داشتم بدنبال کاری میرفتم که سه امتیازو باهم  داشته باشه مشهوریت درامد خوب و علاقه 
    من که رفتم دنبال ِ علاقه م یعنی علاقه م منو کشید دنبال خودش :دی
    شمام ببین قلبت چی میگه..
    خب.. قضیه برای من اینطوره که من به ادبیات (ادبیات کودک به خصوص) و زبان شناسی علاقه مندم. رشته ی دبیرستانم ریاضی بود. الان ترم ۱ معماری هستم.
    من احتمالا بتونم در ادبیات کودک موفق باشم.‌. و زبان شناسی هم شاید. اما هردو اینها صفر صفرن. به علاوه اینکه اگه من الان ول کنم برم سراغشون اون وقت و هزینه ای که چندین سال صرف کردم برای شرایط الانم هدر میشه.
    الان معماری می خونم. با این رشته می تونم کار کنم. تقریبا می تونم خیالم از بابت کار و منبع درآمد کمی راحت باشه. 
    تصمیم گرفتم لیسانس معماریمو بگیرم و برای ارشد برم سراغ ادبیات کودک یا زبان شناسی. 

    راستشو بخواین، درآمد مهمه. مخصوصا برای آقایون.
    و خب با جیب خالی نمیشه پی آرزوها رو گرفت.
    البته‌.. میشه ها.. خدا می رسونه. ولی جرئت میخواد.


    + تصمیم گیری.. شک.. ترس.. خیلی سخته
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی