ساکن خیابان نوزدهم

همانی که باید باشم :)

ساکن خیابان نوزدهم

ساکن خیابان نوزدهم

یه جای دور تو قلب دریا، یه درخت رو صخره بین ابرا
یه جایی که فقط خدا بلده، یه جایی که دوری از این شهرا
از تمدن از تفکر، از قلبِ مُرده از تمسخر
از وجود این تا اون، این چارچوبا و این قانون
از گناه و از ایمان، از دو پهلو و از ایهام
از تمام ساخته ی بشر، از زمانش تا دیوار ...

میشه گفت مدیریت بحران

سه شنبه, ۲۴ دی ۱۳۹۲، ۰۸:۳۰ ب.ظ
میشه گفت مدیریت بحران

سلام.

یعضیا هستن که میتونن بعضی شرایط های نه چندان خوب رو مدیریت کرده و برای حلشون و طبیعتا از بین بردنشون اقدام کنن. بهتره بگم بعضی شرایط ها هستن  که قابل از بین برده شدن هستن .

اما تو بعضی موارد دیگه حالت و شرایط ایجاد شده قابل از بین برده و محو شدن نیست . بعضیا در هر صورت و به هر شکلی که شده سعی می کنن که "خودشون" رو با اون حالتها وفق داده و باهاشون کنار بیان . خب این خیلی خوبه ! 

از یه طرف دیگه بعضیا سعی می کنن با همون روش اول کار کنن و نه که نمی تونن ، نمی خوان قبول کنن که همه چی نمیشه اونجور که می خوان بشه . خب بر عکس حالت قبل این خیلی بده و مشکل ساز حتی !! در صورتی که اگه مثه افراد دسته قبل عمل کنن می تونن زندگی رو جور دیگه ای بخوان ...

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی