ساکن خیابان نوزدهم

همانی که باید باشم :)

ساکن خیابان نوزدهم

ساکن خیابان نوزدهم

یه جای دور تو قلب دریا، یه درخت رو صخره بین ابرا
یه جایی که فقط خدا بلده، یه جایی که دوری از این شهرا
از تمدن از تفکر، از قلبِ مُرده از تمسخر
از وجود این تا اون، این چارچوبا و این قانون
از گناه و از ایمان، از دو پهلو و از ایهام
از تمام ساخته ی بشر، از زمانش تا دیوار ...

94

يكشنبه, ۱ آذر ۱۳۹۴، ۱۲:۵۱ ب.ظ

هرگز به تو دستم نرسد ماه بلندم ...

اندوه بزرگیست چه باشی چه نباشی ...

 

+علیرضا بدیع

  • مجید

نظرات (۵)

واااای از این شعررررر....:-) 
پاسخ:
:)
  • مرتضی علیزاده
  • سلام
    آرزوهات رو کوتاهتر کن که دستت برسه بهش
    پاسخ:
    چند روزه دارم به این جمله فکر می‌کنم ، ولی خب ... بنظرم این جمله برای من صدق نمیکنه :)

    نمیدونم چرا بعد از خوندن پستت یادم افتاد به این بیت از غزل بینظیر

    سعدی شیرازی (سعدی شیرازی بوده درجریان هستی که )

    دل وجانم به تو مشغول و نظر در چپ وراست

    تا ندانند حریفان که تو منظور منی ....


    پاسخ:
    بله بله ارادت داریم خدمتشون :)))
    به به :)
  • یاسمین پرنده ی سفید
  • هرگز نگو هرگز..... فقط غیر ممکن غیر ممکنه :)
    پاسخ:
    با اگر و اما و شاید ... آره هیچ چیز غیر ممکن نیست ... اما اگه واقع بین باشی ماجرا خیلی فرق می‌کنه ...
  • سکوتـــــــــ پاییزی
  • انفرادی شده سلول به سلول تنم خودِ من در خودِ من در خودِ من زندانیست! حسین جنتی
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی